حتما بايد تا به حال ترك "شب انتظار" را در آلبوم "شبح" با صداي بهنام صفاريان شنيده باشيد.ترانه اي از يغما گلرويي كه وجهي اعتراضي-اجتماعي دارد

يغما ترانه هاي اجتماعي بسياري سروده است و ترانه هاي او براي سياوش قميشي گواهي بر اين مدعاست.اما نكته اي كه هميشه ذهن مرا به خود مشغول كرده است؛ جان مايه ترانه هاي اجتماعي ترانه سراهاست.افشين يداللهي يد طولايي در سرودن ترانه هاي اجتماعي دارد.او به مانند يك مصلح اجتماعي در ترانه هايش اشاره به بدي هاي روزگار و آدمها و...مي كند و همگان را به بهتر شدن و "آدم" شدن دعوت مي كند.اما ترانه هاي يغما چنين نيست.سبكي متفاوت از همين جنس است.در تمام ترانه هاي(اجتماعي) يغما يك اعتراض و يك منجي نهفته است.يغما در ترانه هايش به "تو" اشارات فراواني دارد اما افشين يداللهي اينچنين نيست.او اعتراضي آرام و نصيحت گو دارد و كمتر به چالش مي پردازد؛همچنين او در ترانه هايش به يك منجي اشاره نمي كند.او آدم ها را منجي خودشان مي داند.
اما دليل اينكه مي گويم در ترانه هاي يغما يك "منجي" نهفته است به ترانه هاي او در اين چند سال بر مي گردد.
ترانه "شب انتظار" را با "تصور كن" مقايسه كنيد:
""شب انتظار من خالي از حسرت و اميده.........خيلي وقته كه ترانه حتي خوابتو نديده""
""تصور كن اگه حتي تصور كردنش سخته.....جهاني كه هر انساني تو اوون خوشبخته خوشبخته""

زبان اين 2 ترانه تقريبا يكي ست.هر دو يك حرف را مي رسانند ولي "شب انتظار" كمي اعتراضي تر است...مثل "تصور كن" بعد و زباني جهاني ندارد.
"تصور كن" تو را به خيال و تصور براي دنيايي بهتر دعوت مي كند ولي شب انتظار خيالي نيست...تصور نيست...اين ترانه مي گويد تو بايد اعتراض كني...بايد و بايد...
اما . . .
سوالاتي كه بايد از يغما پرسيد...

آيا "شب انتظار" ...شبِ انتظار براي صبح آزادي ست؟ چرا خالي از "حسرت و اميد"؟ چرا 2 معناي متضاد در كنار هم قرار گرفته اند...خيلي راحت ميشود سياه نمايي كرد و حسرت را جايگزين اميد كرد...اما چرا چنين نيست؟
بيت سوم با "اما" شروع مي شود..پس مشخص است كه در 2 بيت قبل يغما منظوري را رسانده كه حالا مي خواهد يا عقب نشيني يا آن را تقليل دهد...اين "اما" براي چيست؟
مصرع بعدي ترانه را خوب گوش كنيد...نمي دانم ولي تعبير جالبي دارد...
"پايان عمر اين صداست ...تو رو نديدن" . . . صدا=ديدن؟ چيدن واژه در ترانه خيلي مهم است...تعابير را زيباتر مي رساند.مثلا مي توان چنين برداشتي كرد: در پايان عمر اين صدا كه براي تو مي خواند...اميدي براي ديدن تو نيست و صداي من هم خاموش مي شود...
"رو همه دقيقه هام غبار اسم تو نشسته"....اين "تو" آيا آزادي ست؟ بغضي قديمي كه در حنجره مان ميشكند...؟
شب انتظار برخلاف نظراتي كه تا به امروز شنيده ام ترانه بسيار خوبيست.
آيا "تو" در ترانه "تصور كن" با "تو" در ترانه "شب انتظار" يكي ست؟
آيا اين "تو" يعني ما؟ يعني يك شخص؟
مصرع آخر "تصور كن" را بخوانيد:
بدون مرز و محدوده.....وطن يعني همه دنيا
تصور كن "تو" ميتوني..بشي تعبير اين رويا
-يادم مي آيد هنگان انتشار آلبوم سياوش قميشي كه اين ترانه در آن قرار داشت...همگان به اين باور رسيده بودند كه يغما و سياوش اين ترانه را براي حضرت ولي عصر(عج) سروده و خوانده اند.البته عشق حد و مرزي ندارد و مي توان برداشت هاي مختلفي از آن كرد.مثل برداشت هايي كه از ترانه "دنيا ديگه مثل تو نداره" فريد احمدي و بنيامين بهادري در زمان عرضه آلبوم "85" شد يا در همين نزديكي كه بخش خبري 20:30 روي گزارشي از كامران نجف زاده درباره نوه دار شدن بازنشسته ها همين آهنگ را گذاشته بود!!
ترانه فريد احمدي هم يك "تو" دارد ...
----------------------------------------------
پس نوشت در همين رابطه:
شايد به خاطر نياوريد...اشكان رحيمي ترانه سراي موفق اوايل دهه هشتاد خودمان است.خيلي وقت است از او هيچ ترانه اي را در هيچ كجا نمي بينيم و نمي شنويم. شايد به خاطر نياوريد ولي اشكان براي خيلي ها ترانه گفته است...ترانه هايي كه قابل تامل و ارزشي هستند.
اشكان در آلبوم اول بهنام صفاريان (دورنگي) ترانه اي را به نام "اشاره" گفته بود كه اگر به آرشيو موسيقي تان سر بزنيد و آلبوم دورنگي را دوباره گوش كنيد حتما توجه تان را جلب خواهد كرد.در آلبوم "سيم آخر" حسين صالحي(شهريار) هم ترانه زيباي جزيره متعلق به اوست.
از فرهاد مهرآوا و پويا صميمي هم كه به ترتيب ترانه هاي "هم آشيون" و "قفس" را براي بهنام در آلبوم دورنگي سرودند خبري نيست . . .
منبع : هنر هفتم