 |
|
تبليغات :
|

|
|
|
اخبار هم آواز در سايت شما :
|

برای دريافت كد جهت نمايش لينك ها و جديدترين اخبار هم آواز در وب سايت يا وبلاگ خودتان لطفا اينجا كليك نمائيد |
|
|
آمار بازديد از سايت :
|
بازديدهاي اخير:
سال:
| • 2006: |
22,136 | | • 2007: |
315,379 | | • 2008: |
2,169,763 | | • 2009: |
4,574,555 | | • 2010: |
5,931,999 | | • 2011: |
9,245,801 | | • 2012: |
871,109 | | • جمع كل: |
23,098,661 |
ميانگين:
| • هر ساعت: | 839 |
| • روزانه: |
20,135 |
| • ماهانه: |
612,455 |
| • سالانه: |
7,349,379 |
|
|
|
Who's Online :
|
در حال حاضر 177 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .
خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید . |
|
|  |
هم آواز News : بخشی از گفتوگویی تازه با مسعود کيميايي درباره "محاکمه در خیابان" و همکاری با اصغر فرهادی
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : یکشنبه، 8 فروردین ماه ، 1389 ساعت : 17:43 (6173 مشاهده)
|
|
«محاکمه» در خیابان» آخرین ساخته فیلمساز تاریخ سینمای ایران در حالی امسال روی پرده آمد که کیمیایی در دو فیلم «حکم» و «رییس» با رویکرد به فرم، سویهای از تصویری آشنا را بروز داده بود
|
تصویر فیلمسازی که عاشق سینماست. در عوض از صراحت خالق «گوزنها » کمتر میشد نشانهای را دید. در چنین شرایطی کیمیایی سراغ ««محاکمه» در خیابان» رفت. فیلمی که منتقدان آن را بازگشت به سینمای خیابانی دانستند. با این تفاوت که ««محاکمه» در خیابان» در عین برخورداری از مؤلفههای سینمای کیمیایی، تفاوتهایی را نیز به رخ میکشد. این تفاوتها بیش از آنکه نشانگر تحول دیدگاه سازندهاش باشد، از تحولات اجتماعی حکایت دارد؛ تحولاتی که کیمیایی به عنوان روایتگر حالوهوای جامعه پیرامونیاش، به تصویرشان میکشند. میشود این تصویر را دوست نداشت، اما نمیشود در درستی و صداقتش تردید کرد. به خصوص این که این بار دوربین کیمیایی بیشتر در خیابانها پرسه میزند و آدمهایش را در دل اجتماع در قاب میگیرد. در دوران افول سینمای اجتماعی، این تلاش کیمیایی برای رئالیسمی عریان و گزنده مفهوم و ارزش مضاعف مییابد. آیا ««محاکمه» در خیابان» فیلم محبوب این دوران کیمیایی است؟ این همان فیلمی است که کیمیایی دوست داشته در این شرایط جلوی دوربین ببرد؟ در روزگار تردید و سوءتفاهم، باید و نبایدها و خطکشیهای سلیقهای، فیلم مطلوب و دلخواه را شاید نشود ساخت و برای فیلمسازی چون کیمیایی، با حساسیتهایی که همواره نسبت به او داشته مسیری که برای «برخي» هموار به نظر میرسد، پر از سنگلاخ و دستاندازهای نفسگیر است. ««محاکمه» در خیابان» در چنین شرایطی باز هم از معدود فیلمهای سینمای ایران در سال 88 بود که حالوهوای همین خیابانها را به تصویر کشیده. همانطور که «گوزنها »، «دندان مار»، «سلطان» و «اعتراض» چنین کارکردی داشتند. کیمیایی در متفاوتترین ساخت دهه هشتادش نیز نشانههای فیلمسازی دوست داشتنی را بروز میدهد که همچنان دوربینش با نبض جامعه حرکت میکند. خالق ««محاکمه» در خیابان» سالها پیش گفته بود من از مردم «عکس» میگیرم و هنوز هم چنین است بیآنکه پوپولیست باشد... گفتوگویی که میخوانید زمان اکران ««محاکمه» در خیابان» انجام شد. در این فاصله، کیمیایی چند گفتوگو با دیگر رسانهها انجام داد و حالا با کمی فاصله گرفتن از روزهای اکران، انتشار مصاحبه در ویژهنامه نوروزی بانی فیلم، میتواند مجال مناسبتری باشد. بخش کوتاهی از این گفت و گو را میخوانید: *** در ««محاکمه» در خیابان» یک نوع بازگشت به سینمای متعهدانه خودتان داشتید. چرا زودتر به این فکر نیفتادید؟ - میتوانیم این سؤال را از آقای اربابی – مسؤول سابق اداره نظارت ارشاد و کسانی که قبل از ایشان مسؤول اداره نظارت ارشاد بودهاند بپرسیم. چند سال پیش هم سناریویی را که دادم به اسم «رییس» که با فیلم «رییس» که ساخته شد فرق داشت. من چهار تا فیلمنامه برای «رییس» نوشتم. همین فیلم هم که شما دیدید به نام «شریک» سه تا سناریو برایش نوشتم. بهرجهت آن موقع نظر موافقی نمیدیدم برای رفتن به سمت خط و خطوط آن نوع سینما. یادم هست روز اول که رفتم فارابی، رییس بخش فرهنگی، گفت: «دیگه قیصر میصر رو بذار کنار» !؟ جالب است بگویم که همین آقا ده – پانزده سال بعد به من سفارش ساخت قیصر را میداد! مثل قیصر در جبهه، یا قیصر در ... منظورم این است که هر دورهای مدیران یک چیزی میگويند و یک سری سلائقی دارند. یا اینکه یک فیلمسازی را دوست دارند. یکی را دوست ندارند. یکی را نه مواظبش باشند- یکی را نباشن- یکی خودیه، یک ناخودیه و ... تا حالا این جوری بوده و این برخوردهای سلیقهای در سرنوشت فیلمسازان تأثیر داشت. یعنی اگر فرضاً مدیری تندی فیلمهای من را دوست نداشت خب باید فیلمهای آرام میساختم یا اصلاً فیلم نمیساختم. یا اگر مدیری رنگ زرد را دوست داشت، ما نباید به دنبال رنگ آبی میرفتم! یعنی اطراف همان رنگی که آن مدیر دوست داشت، سینما میچرخید! در واقع آن مدیر سلیقه خودش را به سینما تسری میداد... بله! سلیقه مدیران هم روی کسانی که قرار است فیلمساز شوند تأثیر میگذارد و هم روی کسانی که از قبل فیلمساز بودهاند و حالا میخواهند فیلم بسازند. من اتفاقاً با دو تا از این جریانات خیلی نزدیک شدم که یکی از آنها «داد» بود ... مرحوم سیفا... داد - بله .... و یکی هم جعفری جلوه. بعداً در مورد مهرجویی هم شنیدیم اینطور بوده یا در مورد بیضایی هم- که این مدیران در مورد ما، قضاوت سالهای گذشته رو داشتند. در مورد ما و نسل ما هیچوقت این موضوع درنظر گرفته نشد که ما در سنینی بودیم که میتوانستیم انتخاب کنیم. ما در انتخاب واقع نشدیم و بیش از همه، بیمهری دیدیم. اصلاً نمیخواهم وارد اسم و نتیجهگیریهای بعد از این 30 سال شوم که کدام فیلمساز در چه وضعی است. در واقع از یک جور تفکیک و مرزبندی - بله. اصلاً مثل این که هوا برای تنفس هم تقسیمبندی شده، آقایان خودشان خوب میدانند برای این که من در این مدت از «خط قرمز»، که پروانه نمایش گرفت ولی نگهداشته شد، دلیلش را تا الان نمیتوانم بگویم.... فکر میکنم در شکل کلیاش، ««محاکمه» در خیابان» بازگشت به گذشته نیست، اتفاقاً یک جور پرواز ذهن سیال به فضاهایی است که با آنها بیشتر آشنایی دارد... هر چند معتقدم میتوانست حتی بهتر از آنچه باشد که الان هست یک سوال اصلی برایم پیش آمده که چرا نگاه شما، نگاه تلخی است که در این فیلم دارید. تقریباً هیچ پرسوناژ خوب و مثبت نداریم. عموماً کسانی را که در ««محاکمه» ....» می بینیم یا زخم زدند یا زخم خوردند چرا این نگاه تا این اندازه تلخ است... -بله . بخشی را گفتم، من یک فیلمنوشتنی داشتم به نام «شریک» که فیلم ««محاکمه»» از دل آن بیرون آمد و اصغر فرهادی کمک کرد تا جابجایی سکانسهایی انجام شد که فکر میکنم بخشی از تلاش فرهادی این بود که فیلم از تلخی در بیاید...! تقریباً تلخیهاش کمرنگ شده. در این روزگار شما در اطراف تان میبینید که کمتر روز آفتابی هست. اگر نگاه کنیم می بینیم که یک زمانی حاشیه یک طبقه بود. یعنی حاشیه یک شهر بزرگ، یک طبقه بود، اما حالا حاشیه است. همینطور لایه لایه است چون آن سیاهزدگان شهرستانی، بیکاران، به بن بست رسیدهها، برای اینها نگاه به شهر بزرگ و این فکر که همه چیز در شهر بزرگ میگذرد. خب همین باعث شد که بلایی سرشهرستانها بیاید، خلوت حاشیه تهران شد، انبوهی از آدمهایی که، هیچگونه شهرنشینی را تمرین نکردند. شما به اصغر فرهادی و نقشاش در فیلمنامه اشاره کردید. به نظر خیلیها ««محاکمه» در خیابان»، مشابهتهایی با «چهارشنبهسوری» دارد. با یک تفاوت که در چهارشنبهسوری، مرد خیانت پیشه است و در «محاکمه» زن! حتی روشن شدن موضوع خیانت در هر دو فیلم، تقریباً به یک صورت است.. -نه! این انتها در ««محاکمه»»، ایده من و مال خودم بود یعنی اینکه در انتها این داستان اتفاق میافته همش از پیش نوشته شده بود. آقای فرهادی در جاهای دیگری از این فیلم نوشت حضور داشت. مثل جابجایی چند صحنه...
|
|
منبع : بانی فیلم
|
|
| |
|
امتیاز دهی به اين خبر :
|
امتیاز متوسط : 0 تعداد آراء: 0
|
|
|
موضوعات مرتبط
 |
|
|
|