جنگهای كلاسیك جهان، همهچیزشان حسابشده و از پیش آماده است، هم ساز و برگ نظامی، هم آذوقه و دارو و هم تشكیلات تبلیغاتی گسترده كه موسیقی نیز بخشی از آن به حساب میآید؛ اما وقتی ملتی كه تازه انقلاب كرده و درگیر مسایل داخلی است، مورد هجوم ارتش منظم و مسلح همسایه قرار میگیرد و نظام منظم دفاعی هم ندارد، دیگر روشن است جایی برای موسیقی و اینجور چیزها باقی نمیماند. در اینگونه موارد خیزش مردمی برای دفاع از وطن امری طبیعی است و نمونهی بسیار عالی و كمنظیرش را در مقاومت 42 روزهی مردم و سپاهیان خرمشهر دیدم كه با سلاحهای سبك و گاه بدوی در مقابل تانكهای مدرن ارتش عراق، زیبایی آفریدند.
سال 1359 (1980)، سال آغاز جنگ است و شاید تلخترین سال دورهی معاصر. در شش ماه دوم این سال، تقریباً هر روز خبرهای ناخوشایندی می رسید تا اینكه طلیعهی بهار 1360 (1981)، نوید پیروزیهای نظامی را به مردم ایران داد. شش ماه نخست جنگ، حکایت مظلومانه ای از تاریخ پر آشوب کشورمان را بر دفتر خاطرات نوشت و درست از همینجا بود که یك گونه موسیقی کاملاً ویژه در دفتر موسیقی ایران شكل گرفت. نخستین بار یك جوان گمنام اهوازی در حضور بنیانگذار جمهوری اسلامی، بنیان این موسیقی ویژه را نهاد كه تا آن روز سابقهی روشنی نداشت.
نوحه "ای شهیدان به خون غلطان خوزستان درود"
با صدای صادق آهنگران را گوش کنید
این موسیقی در ابتدا با فرم آشنای نوحهخوانی ارائه گردید، اما بهتدریج حالتی حماسی پیدا كرد، بهطوری كه دیگر بیانگر غم و اندوهِ صرف نبود. به ظاهر تضادهایی هم در این شیوه پدید آمد. از یك طرف نوحهخوان یك آهنگ مهیج و برانگیزاننده می خواند و از سویی دیگر سربازان و رزمندگان بر سینه میزدند كه تداعیكنندهی سوگواری مذهبی بود. منتهی كاركرد سینه زدن در این نوع موسیقی تا حدود زیادی در مقایسه با كاركرد مذهبیاش تغییر کرد. یعنی در واقع سینهزنها با این كار سر ضرب آهنگ را حفظ میكردند و همچنین صدای كوبش دستها، به نوعی نقش یك ساز كوبهای را بازی میكرد. در این حالت، اگر موضوع كلام در ارتباط با سوگواری پیشوایان مذهبی یا شهیدان جنگ بود، بهطور طبیعی سینه زدن جنبهی عزا پیدا میكرد، اما وقتی كلام و آهنگ مرتبط با آن، بیانی حماسی داشت، عمل سینه زدن جنبهای غیر از عزا و ماتم به خود میگرفت.

نمونهی آشنای این مدعا، نوحهی "ای لشكر صاحبزمان" است كه در آن موقع شور و شعف عجیبی در بین نیروهای رزمنده ایجاد میكرد و بیتردید این اقبال، مدیون ویژگیهای كلامی و موسیقایی اثر بود. بعدها اركستر صداوسیما آن را با تشكیلات موسیقایی خود بازخوانی كرد. این نوحه ویژگیهای یك اثر حماسی را بهطور كامل داراست، ریتم تند و تیز دو چهارم و همچنین گردش زیبای نغمات در دستگاه شور، به درستی شور عجیبی را در دل این كار نهاده است.
نوحه "ای لشکر صاحب زمان"
با صدای صادق آهنگران را گوش کنید
چهرههای شاخص موسیقی جنگ از نوع یادشده، نخست صادق آهنگران و بعد غلام كویتیپور هستند كه در طول جنگ با ابداع و گاه الگوبرداری از آهنگهای محلی، كورهی موسیقی جنگ را گرم نگه داشتند. آهنگران بیشتر از ملودی های دزفول، شوشتر، بختیاری و دیگر نواحی جنوبی ایران بهره می گرفت و کویتی پور منحصراً به نغمات منطقه بوشهر* توجه داشت. سراینده اشعار مورد استفاده آهنگران فردی به نام معلمی از دزفول بود که طبیعتاً به ملودی های محلی خوزستان آشنایی داشت. برای نمونه نوحه "ای جان نثاران حسین یارتان" به درستی برگرفته از یک ترانه شادمانی زنان بختیاری به نام "چل چله باد شمال" است که آن را در محفل پیرامون عروس می خوانند. اصل ملودی هم از منطقه بوشهر وارد فرهنگ بختیاری شده است.
چل چله باد شمال با صدای زنان بختیاری و نوحه برگرفته از آن
با صدای صادق آهنگران را گوش کنید
كار آهنگران و کویتی پور از آن جهت اهمیت دارد كه بر خلاف اركسترهای بزرگ جهان، هیچ ساز و برگی نداشتند و سادگی در كارشان موج میزد. در واقع، ایشان در هر اجرا با مشاركت مخاطبین و بهرهگیری حداكثر از توان آنها، قدرت ایجاد فضای مؤثر موسیقایی را به دست میآوردند. در این اركستر نوین و منحصربهفرد، خواننده علاوه بر خواندن آهنگ مربوطه، رهبری مجموعه را هم بر عهده داشت. مخاطبان او نیز تنها شنونده نبودند، بلكه دو نقش مهم و كلیدی را بازی میكردند. نخست «همخوانی با خواننده» كه برابر با همان گروه كر، در اركسترهای موسیقی است و دوم «سینه زدن» كه علاوه بر حفظ سرضرب نوحه، به واسطهی صدای ویژهی خود، سونوریته یا رنگآمیزی خاصی هم به كل صدای مجموعه میداد و اگر دوصداییهای ایجادشده توسط تكخوان و گروه سینهزن را هم به آن حالات اضافه كنیم، بهواقع با یك اركستر عظیم بیساز و برگ منحصر به فرد روبرو خواهیم شد.
در طول دوران جنگ، موسیقیهای زیاد و متنوعی پدید آمدند كه وجه مشترك همهی آنها تقویت روحیهی نیروهای رزمنده و مردم بود؛ حال اگر به دنبال وجه افتراق این گروهها و گونهها بگردیم، موسیقی خاص صادق آهنگران و غلام كویتیپور جایگاه بسیار ویژهای پیدا میكند. اركستر بیساز آنها نمونهای عالی از تلفیق مؤلفههای گوناگون فرهنگی است. صرف حداقل امكانات و بهرهی حداكثر، مرهون شناخت صحیح هنجارها و مقدورات فرهنگی فضای حاكم بر جنگ بود كه آفرینندگان موسیقی یادشده بدان دست یافتند.
* در خصوص الگوبرداری غلام کویتی پور از نغمات بوشهری، مقاله مفصلی دارم که روزهای آینده آن را منتشر خواهم کرد.
منبع : http://hooshang-samani.blogfa.com/