نگاهی به آلبوم جدید محسن چاوشی؛تغییر نگرش؛ مثبت یا منفی؟
تاریخ : یکشنبه، 8 فروردین ماه ، 1389
Date and Time : 2010-03-28 14:49:53
موضوع : موسيقي راك ، پاپ ، جاز


کمتر افرادی را می‌شناسیم که بدون تکیه به رسانه‌ها از جمله رسانه‌ی ملی و حمایت‌های «خاص»، توانایی پیشبرد کاری را داشته، و در این آشفته بازار موسیقی با رسیدن به موفقیت و محبوبیت زیاد، آثار خود را ارائه کنند. بدون تردید رسیدن به این جایگاه نیازمند تلاش‌های زیاد است

محسن چاووشی، یکی از معدود افرادی است که با اتکا به شخصیت خاص هنری و نبوغ موسیقیایی‌اش توجه مخاطبان زیادی را به آثارش جلب کرده است. با اینکه دیدگاه‌ها و نظرات متفاوتی در مورد آلبوم جدید وی به گوش می‌رسد، امیدوارم برداشت شخص محسن چاووشی و علاقه‌مندانش از این مطلب بر اساس نگاهی قرض‌ورزانه نبوده و با نگرشی متفاوت این مطلب را بررسی کنند.

اصول ؛

بسیاری از افراد واجد الگوهای عود کننده هستند. بدین معنا که تجربه‌ها یا رفتارها مرتبا در زندگی ما تکرار می‌شوند. ذهن انسان را ‌می‌توان به یک کوه یخ تشبیه کرد که بخش قابل رویت آن همان ضمیر هوشیار و بخش بسیار بزرگتر و پنهان آن، ضمیر ناهوشیار ماست. ضمیر ناهوشیار مسئول بخش بزرگی از پیامدها و مسبب اکثر تکرارها در زندگی انسان است. به طور مثال برخی از افراد استعداد عجیبی در الگوهای بیماری دارند. با قرار‌دادن این الگو در زندگی شخصی خود، گاهی هر سال دچار سرما خوردگی می‌شوند، گاهی در زمان‌های متفاوت و خاص‌، و گاهی هم دقیقا صبح شنبه این اتفاق را تکرار می‌شود! پس به جد می‌توان به تاثیر ویژه‌ی اصول و الگوها در زندگی شخصی افراد پی‌برد. در آثار محسن چاووشی و برای مخاطبان این آثار باید اصول و الگوهای خاصی را در نظر گرفت. محسن چاووشی علاقه‌مندان زیادی دارد و در عرصه‌ی پاپ جز معدود خوانندگانی‌ست که تا این حد در بین جوانان محبوب است و با توجه به شجاعت خاص وی در تغییر نگرش، شاید این جریان لیچار گفتن و سماق مکیدن نباشد! اصول‌ها؛ همچنین با یک تصویر‌سازی مناسب در ضمیر مخاطبان؛ یک الگوی خاطره ساز را ایجاد می‌کنند و با قرار گرفتن الگوهای مناسب، مسبب تاثیرات و نشان گذاری‌های فاحشی در مخاطب می‌شوند. در مورد اصول رعایت شده در آثار محسن چاووشی میتوان به دو تراک اسیری و سنگ صبور اشاره داشت؛

با تو همیشه خوبم / یه روز بی‌غروبم
با اینکه دردمندم / دلم می‌خواد بخندم

اگر چه هیچ‌کس نیومد/ سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش / طاقت بیار و مرد باش

کلام و افکار ؛

کلام و افکار نوعی رادیو‌اکتیویته هستند. کلامی که قصد داریم انتخاب کنیم باید با دقت و احتیاط خاصی در زندگی خود به کار ببریم. به طور مثال فردی را در نظر بگیرید؛ که در حد مکالمه‌ای کاملا کوتاه، از خودش انتقاد می‌کند. طبعا این جریان خیلی سریع فراموش خواهد شد، اما تاثیر ویژه‌ای که این مکالمه بر روی زندگی شخصی و روزمره‌ی ما خواهد گذاشت، بسیار مهم و تاثیرگذار است. حالا در نظر بگیرید یک روز خود را با واژه‌هایی ناتوان و تلخ؛ که رویکرد اصلی آنها شکست و نابودیست، آغاز می‌کنید. واقعا در این روز؛ چه شرایطی بر زندگی ما حاکم خواهد شد و در زمان‌های کوتاه، و بلند‌مدت چه تاثیری بر زندگی شخصی ما خواهد گذشت؟ متاسفانه در آثار اخیر محسن چاووشی، استفاده از برخی واژه‌های مخرب و نامناسب و دایره‌ی لغات استفاده شده در آلبوم «ژاکت»، بیشتر روی کلماتی مثل خستگی، نا‌امیدی، زخم، مرگ، و تنهایی‌ست و با توجه به شرایط ویژه‌ی موسیقی؛ که دقیقا با روح و روان مخاطب در ارتباط است، امیدوارم که بررسی‌های مهمی مرتبط با این جریان صورت گیرد. حال باید دید که آیا وضعیت مخاطبان در خلق آثار، مورد بررسی قرار می‌گیرد و استفاده از چنین واژه‌هایی به مخاطبان کمکی خواهد کرد؟ آیا آثار بر اساس تاثیرات موسیقیایی و با نگرشی متفاوت سروده می‌شوند؟

آینده‌ی هنری ؛

حضور یا عدم حضور آثار محسن چاووشی در تاریخ موسیقی کشور و آینده‌ی هنری وی در دوران جدید از همین حالا ترسیم خواهد شد. پس از سپری‌کردن دوران طلایی سنتوری؛ روند حرکتی محسن چاووشی تا حدودی تحت تاثیر قرار گرفت. به طوری که در آلبوم «یه شاخه نیلوفر» و همچنین «ژاکت» تغییرات تا حدود زیادی شایان بود. با اینکه تغییر نگرش کاملا ستودنیست؛ اما این تغییرات در آثار اخیر و همچنین در آلبوم «ژاکت» با یک سبک متشنج و پریشان خودش را نمایان ساخت. کلام و افکار؛ کاملا در مخاطب تاثیر می‌گذارد و با تکرار این روند، یک شرایط متشنج را برای مخاطب ایجاب می‌کنند. با توجه به شرایط ویژه‌ی سبک راک؛ که کاملا روح را متزلل می‌سازد و در سیستم گردش خون تاثیرگذار است، مسبب شرایط روحی و جسمی متشنج و پریشانی برای مخاطب می‌شود و یکی از دلایل اصلی عدم ارتباط مخاطبان؛ مربوط با کلام و افکار و یک سبک متشنج و پریشان است که سبب می‌شود تا عده‌ی زیادی از مخاطبان با فضای کلی ارتباطی برقرار نکرده، و برای ارتباط با فضای برخی از تراک‌ها به مدت زیادی زمان احتیاج داشته باشند. اما چند مساله بسیار مهم است؛ آیا این روند و سبک «خاص» محسن چاووشی که غالبا با سبک و سیاقی نزدیک به راک ارائه می‌شود موفق خواهد بود؟ آیا روند جدید؛ به نقطه‌ای فراتر از دوران طلایی سنتوری می‌رسد؟

راز ماندگار؛

سادگی در کلام؛ صدای بی‌ریا، استدیوی کوچک و آن فردی که بیان و لحنش ساختگی نبود و متعلق به خودش بود، انگار دوست داشتنی‌تر بود؛ همان فردی که «امام رضا» را در آن استدیو خانگی و برای خودش، آهنگ‌سازی و تنظیم و اجرا می‌کرد. به دنبال خاص بودن نبود؛ فردی که از نظر شخصیتی و به لحاظ هنری برای دنیای کوچک خودش و برای احساسات درونش ارزش ویژه‌ای قائل می‌شد (فردی که از نظری هنری به دنیای «دیوید سلینجر» بسیار نزدیک بود ). در مورد آثارش؛ هنوز هم برخی نمی‌دانند راز ماندگاری در آثارش در چه بود. اما هر چه بود؛ با سبکی ماندگار و دوست‌داشتنی، بیانی ساده و منحصر‌به‌فرد و اشعاری بکر و متفاوت، هرگز آثارش به سادگی فراموش نمی‌شد و آن راز ماندگار که سبب شد، پس از گذشت چندین سال از پخش آثار سابق و با وجود شنیده‌شدن کارهای جدید، باز هم مورد استقبال علاقه‌مندانش زیادی قرار گیرد، هنوز هم مخاطبان زیادی؛ با «امام رضا» و «بانوی من» عاشق می‌شوند، با «سنتوری» و «عشق دو حرفی» زندگی می‌کنند، با «پرنده» و «شعر سپید» صبوری می‌کنند و با رویاهای روزهای خوب؛ از آن راز ماندگار صحبت می‌کنند. واقعا راز ماندگاری آثار محسن چاووشی در چه بود؟

کاور و سادگی خاص

کاور آلبوم ژاکت دارای طراحی متفاوتیست؛ یکی از اصلی‌ترین نکاتی که می‌توان درباره این کاور گفت ارتباط نزدیکش با قطعه دکلمه‌ی این آلبوم است (پاییز که میشد دلم شور میزد و میترسیدم ژاکت یکی از همکلاسیهایم را پوشیده باشم) که یکی از چند مضامین پنهان در این کاور محسوب می‌شود. یک پیوند مناسب میان کاور و دکلمه‌ی این اثر؛ که می‌توان رنگ‌بندی و شکاف میان پیوندها را به پاییز و دلشوره، و سادگی خاصش را؛ به فقر آن دوران و نیاز فاحش مردم به پوششی گرم( در زمان جنگ تحمیلی) تشبیه کرد. ضمن انتقاداتی که به کاور آلبوم ژاکت وارد شد؛ اما این کاور در عین سادگی؛ دارای مضامین متفاوت، و رازهای زیادیست و با قدرت و توانایی خاصی؛ با ایجاد ذهنیت عنصر بصری خط، زیبایی های یک ریتم و با خطوط افقی و ضخیم که نمایانگر ایستایی و مقاومت است، مشکلات موجود در جنگ تحمیلی و استقامت مردم، و داستان ژاکت را برای مخاطب تداعی می‌کند.







منبع این مطلب : Hamavaz.com
http://www.hamavaz.com

آدرس این مطلب :
http://www.hamavaz.com/article15075.html