ده ساند‌ترک برگزیده دهه‌ نخست قرن 21
تاریخ : یکشنبه، 8 فروردین ماه ، 1389
Date and Time : 2010-03-28 14:45:33
موضوع : موسيقي فيلم


سال‌های سال است که در کنار نسخه‌های جورواجور فیلم‌های سینمایی یا سریال‌های تلویزیونی٬ مجموعه قطعه‌های موسیقی به کار رفته در آنها هم به صورت مستقل و به عنوان آلبوم ساندترک (soundtrack) یا حاشیه صوتی آنها وارد بازار می‌شود. یکی دو دهه است که این «ساندترک‌»ها طرفداران پروپاقرصی برای خود دست و پا کرده‌اند

اما ماجرای ظهور ساندترک فیلم‌های سینمایی به گذشته‌های نزدیک مربوط نمی‌شود. اولین آلبوم حاشیه صوتی فیلم‌های موزیکال را کمپانی «اِم‌جی‌اِم رکوردز» به بازار داد که شامل موسیقی اوریجینال فیلم «تا ابرها کنار بروند» (1946) بود. سینمادوستان در ابتدا به چنین آلبومی و انواع مشابه‌ آن توجه خاصی نشان ندادند ولی کمپانی از رو نرفت و موسیقی فیلم‌هایی مثل «خبرهای خوش»، «رژه عید پاک»، «آنی تفنگت را برداشت»، «آواز در باران» و «هفت عروس برای هفت برادر» را هم یکی پس از دیگری روانه بازار کرد. به این ترتیب بازار این نوع آلبوم‌ها به مرور و از اواسط دهه پنجاه گرم شد. کمی بعد که «ساندترک‌»ها جای خود را میان موسیقی‌دوستان باز کردند٬ انواع و اقسام متفاوتی هم پیدا کردند.

در کل٬ «ساندترک»ها سه حالت دارند: 1) مختص فیلم های موزیکال هستند و تمامی ترانه‌های فیلم را از ابتدا تا انتها دربرمی‌گیرند. 2) آلبوم‌هایی هستند که موسیقی اوریجینال فیلم در آنها گنجانده شده است. 3) آلبومی که ترکیبی از موسیقی اوریجینال فیلم و ترانه‌ها یا قطعه‌های انتخابی برای آن است. گذشته از این٬ در برخی از آلبوم‌های حاشیه صوتی٬ بخش‌هایی از دیالوگ‌های به‌یادماندنی فیلم را هم با صدای بازیگران قرار می‌دهند. «ساندترک»‌ها در کشور ما هم خواهان دارد؛ مثلا یکی از آنها موسیقی متن فیلم «پاپیون» است که حتما خیلی برایتان پیش آمده صدای آن را بر روی زنگ گوشی اطرافیانتان شنیده باشید!

در فهرست ده‌تایی بدون ترتیب ما – که به مرور در طول تعطیلات نوروزی آن را خواهد دید – سعی شده شنیدنی‌ترین «ساندترک‌»‌های دهه نخست قرن بیست و یکم را از میان چندین لیست ارائه شده از سوی مجله‌‌ها و سایت‌های معتبر جهان استخراج کنیم و به برندگان بهترین موسیقی متن جوایز اسکار دهه هم نیم‌نگاهی داشته‌ایم. در فهرست ما همه رقم ساندترک پیدا می‌شود؛ درهم است٬ ندید ببرید!

سال 2009 در حالی شروع شد که تب «میلیونر زاغه‌نشین» همه‌ را فرا گرفته بود؛ تماشاگران عادی سینما و منتقدان سخت‌گیر با تماشای فیلمی که دنی بویلِ انگلیسی ساخته بود٬ حسابی سرحال آمده بودند. یکی از دلایل محبوبیت بی حد و حساب «میلیونر زاغه‌نشین» را باید در موسیقی متن آن جستجو کرد.

موسیقی فیلم را اِی. آر. رحمان٬ آهنگساز کارکشته هندی٬ ساخته و به گفته خودش از آنجایی که با این فیلم می‌توانسته موسیقی کشورش را به گوش جهانیان برساند٬ تمام تلاشش را کرده تا ترانه‌هایی اصیل بسازد. نکته ساندترکِ فیلم هم همین است؛ شما با قطعه‌هایی از سرزمین هندوستان روبه‌رو می‌شوید که ممکن است آنها را بر روی هر فیلمی از بالیوود هم بشنوید!

رحمان با همین ترانه‌های ناب هندی در مراسم اسکار 2009 برنده جایزه بهترین موسیقی متن و ترانه (ترانه «جِی هو») شد.


دیوید فینچر اسیر قطعه‌هایی می‌شود که الکساندر دسپلات (Alexandre Desplat)٬ آهنگساز 48 ساله فرانسوی٬ برای فیلم «تولد» (جاناتان گلیزر، 2004) ساخته و به همین خاطر به سراغ او می‌رود.

قطعاتی که دسپلات برای «مورد عجیب بنجامین باتن» نوشته و با همراهی گروه 87 نفری ارکستر سمفونیک هالیوود استودیو ضبط کرده، مثل قطعات فیلم «تولد» دو ویژگی عمده دارند؛ اول اینکه قطعاتی آرام و حزن برانگیز هستند که حس حسرت و نوستالژی را تداعی می‌کنند. گذشته از این، ملودی‌های فیلم حالت پررمزورازی دارند؛ انگار که سوای ساختار ساده و مینی‌مال آنها، حرف دیگری هم دارند که دسپلات آنها را در لفافه زده است.

ساندتراک فیلم در قالب دو سی‌دی به بازار عرضه شده؛ در دیسک اول 23 قطعه‌‌ای که دسپلات برای فیلم ساخته گنجانده شده و در دیسک دوم هم قطعه‌های منتخب برای فیلم، مثل آثاری از لوئیس آرمسترانگ و گروه «پلترز»، گردهم آمده‌اند.


موسیقی در زندگی وال.ئی٬ این ربات تنها و مغموم٬ نقشی حیاتی ایفا می‌کند؛‌ تنها دلخوشی او گوش دادن به ترانه‌ای از فیلم موزیکال «سلام٬ دالی!» است. برای همین این ترانه نقشی اساسی در ساندترک این فیلم ایفا می‌کند.

گذشته از آن٬ قطعه‌هایی که توماس نیومن برای روزگار تنهایی وال.ئی و کارهای روزمره او نوشته٬ بسیار شنیدنی هستند. مثلا در بخشی از فیلم وال.ئی را می بینیم که مشغول انجام کار روزمره‌اش است؛ در اینجا موسیقی متن فیلم چیزی شبیه به صدای مکانیکی تیک تاکِ یک ساعت است و ریتم آن شبیه به فضای یک کارخانه است که صدای ضعیف سوتی از آن به گوش می رسد، درست مثل اینکه فردی سرکارش در کارخانه دارد سوت می زند. ترانه مشهور فیلم٬ «پایین روی زمین» هم که کار پیتر گابریل است.


در تاریخ سینما٬ نمونه‌هایی از این دست هم پیدا می‌شود که برای فیلمی نه چندان ارزشمند یک ساندترک شنیدنی تهیه کرده‌ و به بازار داده‌اند. «ساندترک‌»های دو فیلم سری «گرگ و میش»‌ را باید جزو این رده به حساب آورد.

تهیه‌کنندگان فیلم با توجه به سلیقه موسیقیایی مخاطبان اصلی خودشان٬ یعنی نوجوانان بین 15 تا 19 ساله٬ ترانه‌هایی از محبوب‌ترین گروه‌های موسیقی راک جهان – مثل «میوز»٬ «لینکین پارک»٬ «کیلرز» و «ریدیوهد» – گرد هم آورده‌اند. برای ساندترک فیلم «گرگ و میش»٬ که آلبومی با دوازده قطعه است٬ کارتر برول یک تم به نام «تِم‌ بلّا» ساخته است و کار ساخت تمی برای «افسانه گرگ و میش: ماه نو» را الکساندر دسپلات انجام داده و قطعه‌ای به نام «ماه نو» نوشته و اجرا کرده است.


وقتی تاد هینز تصمیم گرفت فیلمی درباره باب دیلن، چهره سرشناس موسیقی امریکا، بسازد، هیچ ایده‌ای بهتر از این به ذهنش نرسید که دوره‌های مختلف زندگی دیلن را با توجه به شمایل و موسیقی او نشان دهد و شش بازیگر مختلف هم نقش او را بازی کنند.

به همین خاطر باید فکری هم برای ترانه‌های فیلم می‌کرد. هینز به این نتیجه رسید که بهتر است از خواننده‌های دیگر بخواهد ترانه‌های باب دیلن را برای استفاده در فیلم بازخوانی کنند.

حاصل این کار یک مجموعه دو آلبومی شد؛ در سی‌دی اول ساندترک٬ 16 ترانه از دیلن است که خواننده‌های سرشناسی مثل اِدی ودر (خواننده گروه پرل جم)٬ کت پاور و ویلی نلسون آنها را بازخوانی کرده‌اند. سی‌دوم هم 18 ترانه از دیلن دارد که بیشتر آنها را جمعی از خوانندگان امروز موسیقی راک خوانده‌اند٬ از جمله گلن هنسرد و مارکتا ایرگلوا بازیگران فیلم «یک‌بار» (جان کارنی٬ 2007) که خودشان هم خواننده‌های حرفه‌ای هستند.


«بابل» فیلمی‌ست بین‌المللی؛ به این معنی که ماجراهای آن در گوشه و کناره کره زمین رخ می‌دهد و همه آنها هم به نوعی به هم مربوط هستند. به همین خاطر برای ساخت موسیقی این فیلم باید ترکیبی از موسیقی‌های مختلف کشورهای جهان را گردهم آورد. گوستاوو سانتائولالا (Gustavo Santaolalla) هم درست همین کار را کرده و یک جایزه اسکار شد زحمت تمامی تلاش‌هایش.

ساندترک مفصل فیلم در دو سی‌دی به بازار آمده و قطعه‌های مربوط به ژاپن آن را ریوچی ساکاموتو٬ آهنگساز مشهور ژاپنی ساخته٬ از جمله قطعه پایانی فیلم را. «بابل» می‌خواهد نشان بدهد ما انسان‌ها فارغ از فرهنگی که داریم و زبانی که به آن حرف می‌زنیم٬ دغدغه‌های مشترکی داریم. شاید برای انتقال چنین پیامی ابزاری بهتر از موسیقی پیدا نشود. ساندترک «بابل» دقیقا به همین خاطر شنیدنی است.


تیم برتون یکی از آن کارگردان‌های سینماست که وقتی اسمش به میان می‌آید٬ دنیای خاص او هم پیش چشم شنونده نقش می‌بندد. برتون برای خلق جهان منحصربه‌فردش به درستی از موسیقی استفاده می‌کند.

از زمان «ادوارد دست قیچی» تا به امروز هم یار ثابت او در موسیقی٬ دنی اِلفمن بوده است. اِلفمن برای «ماهی بزرگ»‌ قطعه‌های خیال‌انگیز و فانتزی ساخته است تا به برتون کمک کند زندگی مردی را روایت کند که آن قدر به قصه‌ها اعتقاد داشت که همه‌شان به حقیقت مبدل شدند. ترانه‌هایی هم از گروهی مثل پرل جم و خواننده‌هایی مثل الویس پرسلی و بینگ کرازبی در ساندترک موجود است. اِلفمن با ساخت موسیقی متن این فیلم نامزد جایزه‌های اسکار و گلدن گلوب شد.


هاوارد شور برای مجموعه فیلم‌های «ارباب حلقه‌ها» ساعت‌ها موسیقی نوشته و با گروهش ضبط کرده که حدود ده ساعت آن هم به صورت پکیجی به بازار آمده است.

در ساندترک قسمت اول فیلم «ارباب حلقه‌ها» بیشتر 17 قطعه آن٬ در وصف شرایط خاص فیلم و صحنه‌های نفس‌گیر آن است. فقط یک ترانه با کلام دارد٬ آن هم «شاید این طور شود» (May It Be) از اِنیا است. اما ساندترک فیلم سوم مجموعه «ارباب حلقه‌ها» که از 19 قطعه تشکیل شده٬ ترانه‌های بیشتری دارد؛ ترانه‌های از جیمز گَل‌وی٬ رنه فلمینگ٬ انی لنکس و حتی ویگو مورتنسن که بازیگر نقش آراگورن است.

هاوارد شور برای ساخت موسیقی متن هر دو فیلم برنده جایزه اسکار شد.

منبع : موسيقي ما







منبع این مطلب : Hamavaz.com
http://www.hamavaz.com

آدرس این مطلب :
http://www.hamavaz.com/article15073.html